«تیم درمان» راوی جبهه ای به نام بیمارستان شد

به گزارش خبرنگار ایکنا، وقتی وارد محل فیلمبرداری سریال «تیم درمان» می شوی، نخستین چیزی که توجه را جلب می کند، شباهت عجیب فضای ساخته شده با یک اورژانس واقعی است؛ راهروهایی که در نگاه اول بخشی از یک بیمارستان فعال به نظر می رسند، رفت وآمد بازیگران با لباس های کادر درمان، تخت هایی که بیماران روی آنها قرار گرفته اند، پرستارانی که با سرعت از کنار یکدیگر عبور می کنند و صدای مداوم عوامل که هر کدام برای ثبت دقیق یک لحظه از داستان تلاش می کنند.

به گزارش خبرنگار ایکنا، وقتی وارد محل فیلمبرداری سریال «تیم درمان» می شوی، نخستین چیزی که توجه را جلب می کند، شباهت عجیب فضای ساخته شده با یک اورژانس واقعی است؛ راهروهایی که در نگاه اول بخشی از یک بیمارستان فعال به نظر می رسند، رفت وآمد بازیگران با لباس های کادر درمان، تخت هایی که بیماران روی آنها قرار گرفته اند، پرستارانی که با سرعت از کنار یکدیگر عبور می کنند و صدای مداوم عوامل که هر کدام برای ثبت دقیق یک لحظه از داستان تلاش می کنند. محل فیلمبرداری این سریال در یک بیمارستان نوساز (شهدای اسلامشهر) است؛ بیمارستانی تازه تاسیس که در زمان حضور گروه فیلمبرداری تنها بخش اورژانس آن راه اندازی شده و همین مسئله باعث شده بود فضای آن برای تصویربرداری از یک مرکز درمانی واقعی، ظرفیت مناسبی داشته باشد. در گوشه و کنار ساختمان هنوز نشانه هایی از تازه تاسیس بودن بیمارستان دیده می شود، اما وقتی دوربین روشن می شود، این نشانه ها جای خود را به فضایی می دهند که قرار است بخشی از زندگی روزمره پزشکان، پرستاران، نیروهای خدماتی و دیگر اعضای تیم درمان را روایت کند.

فضای لوکیشن در ساعاتی که گروه مشغول تصویربرداری است، شباهت زیادی به ظهرهای شلوغ و پرتردد یک اورژانس دارد؛ همان زمان هایی که بیمار پشت بیمار وارد می شود و هر کدام داستانی متفاوت با خود به همراه دارند. تخت ها جابه جا می شوند، بازیگران دیالوگ های تخصصی خود را مرور می کنند، دستیاران کارگردان موقعیت هر یک از افراد را به آنها یادآوری می کنند و عوامل فنی تلاش دارند دوربین را در بهترین نقطه برای ثبت صحنه قرار دهند. گاهی صدای «کات» عبدی زاده (کارگردان سریال) در فضا می پیچد و همه چیز برای چند لحظه متوقف می شود؛ بازیگران از موقعیت خود خارج می شوند، عوامل درباره جزئیات صحنه با کارگردان صحبت می کنند و پس از اصلاح یک حرکت، جای دوربین یا نحوه ورود یک بازیگر، دوباره همه چیز از سر گرفته می شود. این رفت وبرگشت ها نشان می دهد که تصویری که مخاطب در نهایت روی صفحه تلویزیون خواهد دید، حاصل ثبت یکباره یک اتفاق نیست، بلکه نتیجه بارها تمرین، اصلاح و تکرار است.

در میان بازیگران حاضر در این بخش از تصویربرداری، علی رضا جلالی تبار که نقش دکتر کاظمیان، پزشک اورژانس، را ایفا می کند، حضوری پررنگ دارد. او در صحنه هایی که قرار است فشار کاری پزشک اورژانس را به تصویر بکشد، با سرعت میان بیماران و پرستاران جابه جا می شود و همزمان باید دیالوگ های تخصصی و حرکات دقیق پزشکی را اجرا کند.

بیتا سحرخیز نیز در نقش یکی از اعضای کادر درمان در میان دیگر بازیگران حضور دارد و تلاش می کند رفتار و واکنش های یک نیروی درمانی را به شکلی طبیعی مقابل دوربین ارائه کند. لباس ها، تجهیزات پزشکی، تخت ها، برانکاردها و حتی نحوه قرار گرفتن افراد در قاب، به گونه ای طراحی شده که مخاطب هنگام تماشای سریال کمتر با فضای مصنوعی یک لوکیشن تلویزیونی مواجه شود و بیشتر احساس کند بخشی از یک محیط درمانی واقعی را مشاهده می کند.

در بخش دیگری از بیمارستان، تعدادی از عوامل فنی مشغول آماده سازی صحنه بعدی هستند. یکی از دوربین ها در فاصله ای مشخص قرار گرفته و نورپردازان تلاش می کنند نور محیط را به شکلی تنظیم کنند که هم فضای بیمارستان طبیعی باقی بماند و هم چهره بازیگران در قاب به درستی دیده شود. صدای گفت وگوهای کوتاه عوامل از گوشه و کنار شنیده می شود و هر کس وظیفه ای مشخص دارد. در چنین محیطی، کارگردان باید همزمان بر بازی بازیگران، میزانسن، حرکت دوربین، دیالوگ ها و جزئیات صحنه نظارت داشته باشد. عبدی زاده در فاصله میان برداشت ها، بارها به مانیتور نگاه می کند، درباره اجرای یک حرکت توضیح می دهد و اگر احساس کند یک لحظه با آنچه در ذهن داشته فاصله دارد، دستور تکرار می دهد.

این حساسیت در سریالی که موضوع اصلی آن زندگی کادر درمان است، اهمیت بیشتری پیدا می کند؛ چراکه قرار نیست تنها یک داستان خانوادگی یا درام معمول تلویزیونی در فضای بیمارستان روایت شود. «تیم درمان» تلاش دارد بخشی از مناسبات حرفه ای و انسانی حاکم بر محیط درمان را به تصویر بکشد و در کنار آن، به تجربه هایی بپردازد که کادر سلامت در دوره های مختلف بحران از سر گذرانده اند. جنگ 12 روزه، جنگ رمضان و دوره کرونا از جمله موقعیت هایی هستند که در قصه سریال مورد توجه قرار گرفته اند و سازندگان تلاش کرده اند نشان دهند نیروهای درمان در چنین شرایطی چگونه در کنار مردم باقی مانده اند. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر مشخص می شود که بدانیم در روایت های مربوط به جنگ معمولا تمرکز اصلی بر نیروهای نظامی، میدان نبرد و عملیات قرار دارد، در حالی که بیمارستان ها و مراکز درمانی نیز در بسیاری از مواقع به یکی از مهم ترین نقاط مواجهه با پیامدهای جنگ تبدیل می شوند.

در جریان بازدید مدیران وزارت ارشاد از پشت صحنه، بخشی از همین نگاه مورد توجه قرار گرفت. مدیران حاضر ضمن بازدید از بخش های مختلف لوکیشن، با دقت به توضیحات عوامل ساخت گوش دادند و درباره روند تولید، شیوه بازنمایی کادر درمان و بخش هایی از داستان که به بحران های اجتماعی اختصاص دارد، گفت وگو کردند. تاکید بر اهمیت تصویر کردن تلاش کادر درمان در جنگ 12 روزه، جنگ رمضان و همچنین دوره کرونا از نکاتی بود که در این بازدید مورد توجه قرار گرفت. در فضای پشت صحنه، صحبت از این بود که چنین اثری تنها یک محصول نمایشی نیست، بلکه می تواند تصویری از بخشی از تجربه جمعی جامعه در دوره های بحران ارائه دهد؛ تجربه ای که در آن پزشکان، پرستاران، نیروهای اورژانس و دیگر کارکنان سلامت، برخلاف بسیاری از مشاغل، امکان فاصله گرفتن از میدان بحران را نداشتند.

همین ویژگی، فضای پشت صحنه را از یک روز عادی فیلمبرداری متفاوت کرده بود. بازیگران پیش از هر برداشت، جزئیات مربوط به نقش خود را مرور می کردند و عوامل تلاش داشتند حتی کوچکترین حرکات را با فضای واقعی بیمارستان هماهنگ کنند. وقتی یک صحنه مربوط به رسیدگی فوری به بیمار ضبط می شد، ریتم کار بالا می رفت و همه چیز شکل شتاب زده تری پیدا می کرد؛ همان شتابی که در یک اورژانس واقعی میان رسیدگی به بیماران، تصمیم گیری پزشک و هماهنگی پرستاران وجود دارد. در این میان، دوربین باید بدون ایجاد اختلال در میزانسن حرکت می کرد و بازیگران نیز باید ضمن حفظ تمرکز، واکنش های طبیعی خود را ارائه می دادند. اینجا بود که تفاوت میان یک صحنه معمولی و صحنه ای که قرار است فشار واقعی محیط درمان را منتقل کند، بیشتر نمایان می شد.

روایت سلامت از دل تجربه واقعی

فرصتی پیش آمد تا با عباس عبادی، معاون پرستاری وزارت بهداشت، درباره شکل گیری «تیم درمان»، هدف از تولید این سریال و نوع نگاه وزارت بهداشت به چنین آثاری گفت وگو شود. وی با اشاره به اینکه یکی از ماموریت های وزارت بهداشت، علاوه بر ارائه خدمات تخصصی و فوق تخصصی، ارائه تصویری واقعی از حوزه سلامت برای مردم است، اظهار کرد: یکی از ماموریت هایی که ما برای خودمان متصور شده ایم، علاوه بر ارائه خدمات باکیفیت و به موقع برای مردم، این است که بتوانیم یک تصویر واقعی و مناسب از حوزه سلامت ارائه کنیم.

عبادی با بیان اینکه مردم معمولا زمانی با کادر درمان مواجه می شوند که خود یا یکی از نزدیکانشان در شرایط سخت بیماری قرار گرفته است، افزود: مردم زمانی به ما مراجعه می کنند که بسیار مضطر هستند و احتمالا عزیزی دارند که مشکل جدی دارد. ممکن است مردم با این فضا و لحظات عجین نشوند، بنابراین قرار است با زبان هنر و ظرفیت هنرمندان، بازنمایی و تصویر مجددی از موقعیت های مختلف شغلی کادر درمان و کادر سلامت برای مردم داشته باشیم.

معاون پرستاری وزارت بهداشت درباره سابقه شکل گیری این پروژه نیز توضیح داد: سفارش اولیه شاید به دو سال قبل برگردد. فیلمنامه ای ارائه شد و مورد بررسی قرار گرفت و از میان فیلمنامه های مختلف، این اثر انتخاب شد. بخشی از داستان هم به جنگ هایی که متاسفانه همه ما تجربه کرده ایم، مربوط می شود. کار با تاخیر آغاز شد، اما خوشبختانه مدتی است تولید شروع شده و امیدواریم زودتر به ثمر برسد تا مردم بتوانند این تصاویر را ببینند و بیشتر با خدمات همکاران ما آشنا شوند. خدمات کادر درمان در زمان جنگ یا کرونا باید در عرصه های مختلف دیده شود. این سریال قرار است زندگی حرفه ای یک پزشک، پرستار و دیگر گروه های سلامت را در دوره صلح، جنگ و کرونا نشان دهد و بخشی از این تجربه ها را به تصویر بکشد.

عبادی با اشاره به اهمیت پرداختن به جنگ 12 روزه گفت: ما موقعیت های مختلف را به شکل زیسته تجربه می کنیم. در بحران ها، از صبح تا شب و حتی در روزهای تعطیل، کادر درمان درگیر خدمت هستند و ممکن است بخشی از این زحمات کمتر به چشم مردم بیاید. امیدوارم این سریال بتواند گوشه ای از کار همکاران ما را نمایش دهد. در کنار این موضوع، جنبه های آموزشی و ارتقای سواد سلامت و خودمراقبتی نیز پیام های ثانویه این سریال خواهد بود. مردم ممکن است در قالب داستان و به صورت غیرمستقیم، آموزش هایی دریافت کنند که برای زندگی روزمره آنها مفید باشد.

معاون پرستاری وزارت بهداشت درباره انتخاب عوامل سازنده نیز اظهار کرد: برای اینکه یک پیام ارزشمند به خوبی ارائه شود، باید یک گروه قوی هم همراه کار باشد. اولین برخورد ما با کارگردان مجموعه زمانی بود که طرح اولیه را ارائه کردند و چندین جلسه برگزار شد. دو سه نفر از همکاران فنی نیز به تیم اضافه شدند و سوابق تیم اجرایی فعلی کارنامه قابل قبولی داشت که ما را ترغیب کرد سفارش کار را به این گروه بدهیم.

عبادی در ادامه درباره احتمال تولید آثار دیگری با موضوع گروه های مختلف نظام سلامت گفت: یک تیم بسیار بزرگ هستیم و این سریال بیشتر به نمایش کادر درمان می پردازد، در حالی که کادر بهداشت، بهورزان و مراقبان سلامت نیز نقش بسیار مهمی دارند. وزن خدمت آنها در حوزه پیشگیری بسیار بیشتر از چیزی است که در تصور عمومی دیده می شود. تصور عمومی مردم از کادر سلامت بیشتر به بیمارستان مربوط است، اما بخش مهمی از خدمات سلامت پیش از رسیدن فرد به بیمارستان اتفاق می افتد. همکاران اورژانس پیش بیمارستانی نیز فشار زیادی تحمل می کنند و در صحنه حادثه با تنش های مختلف مواجه می شوند. در بیمارستان یک فضای نسبتا مدیریت شده وجود دارد، اما همکاری که با آمبولانس در صحنه حادثه حاضر می شود، شرایط متفاوتی دارد.

عبادی در پایان سخنان خود با تاکید بر ضرورت پرداختن به این بخش ها گفت: حتما بخشی از برنامه های بعدی باید بر این گروه ها متمرکز شود. مراکز توانبخشی و مراکز مراقبت تسکینی داریم که باید در آثار نمایشی دیده شوند تا مردم هم با این مدل خدمات آشنا شوند و هم تصویر درستی از خدماتی که کمتر دیده می شوند، ارائه شود.

وقتی دوربین برای یک سکانس مهم آماده می شود

گروه برای گرفتن سکانسی مهم آماده شد و فضای لوکیشن بار دیگر تغییر کرد. عوامل فنی جای خود را مشخص کردند، بازیگران به موقعیت های تعیین شده رفتند و کارگردان آخرین توضیحات را به عوامل ارائه کرد. عبادی و همراهانش نیز پشت مانیتور نشستند و در کنار کارگردان، روند اجرای صحنه را دنبال کردند. صحنه قرار بود بخشی از تلاش کادر درمان را نشان دهد و به همین دلیل جزئیات حرکات، نحوه تعامل بازیگران و ریتم اجرای کار اهمیت زیادی داشت.

دوربین که روشن شد، فضای بیمارستان به یکباره رنگ دیگری گرفت. بازیگران در نقش خود فرو رفتند و آن رفت وآمدهایی که دقایقی قبل بخشی از تمرین بود، اکنون به بخشی از روایت تبدیل شد. پزشک، پرستاران و دیگر نیروهای حاضر در صحنه، هر کدام وظیفه ای داشتند و باید در زمانی مشخص واکنش نشان می دادند. چند دقیقه بعد صدای «کات» عبدی زاده شنیده شد و عوامل دوباره به سمت مانیتور رفتند تا نتیجه برداشت را ببینند.

کارگردان درباره یک حرکت توضیح داد و از یکی از بازیگران خواست واکنش خود را طبیعی تر اجرا کند. صحنه دوباره تکرار شد و این بار دوربین از زاویه دیگری بخشی از اتفاق را ثبت کرد. همین رفت وبرگشت میان برداشت ها نشان می داد که برای عبدی زاده، صرفا گفتن دیالوگ و حضور بازیگر در قاب کافی نیست و قرار است فضای واقعی کار درمان نیز در جزئیات دیده شود.

پس از کات خوردن این صحنه، حسین کرمانپور، رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت بهداشت، درباره دغدغه های ساخت چنین اثری صحبت کرد. وی با بیان اینکه این سریال با چند هدف تولید می شود، اظهار کرد: یکی از اهداف ما این است که با کمک بازیگران خوبی که در سریال حضور دارند، یک قدم بالاتر از تولیداتی که تاکنون در زمینه پزشکی ساخته شده برداریم. شما می دانید تولیداتی که تاکنون در زمینه پزشکی ساخته شده، به دلایل مختلف نتوانسته اند جدیت کار درمان را آن طور که باید نشان دهند. کار درمان شوخی بردار نیست و کاملا لحظه ای است. همین شرایط می تواند همراهان بیمار یا حتی خود سیستم درمان را با فشار و تنش مواجه کند.

وی با اشاره به اهمیت آگاهی مردم از شرایط اورژانس گفت: اگر مردم بدانند واقعا تیم سلامت زیر چه فشاری کار می کند، این آگاهی می تواند به مدیریت بسیاری از اتفاقات کمک کند. مردم عزیز خودشان خواسته های زیادی دارند و طبیعی است که بخواهند عزیزشان نجات پیدا کند، اما باید بدانند شبکه درمان، تخت ها و تجهیزات چه شرایطی دارد و هر کسی چه مسئولیتی برعهده دارد.

رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت بهداشت تاکید کرد: می خواهیم روابط میان افراد در سیستم سلامت، سلسله مراتب، مسئولیت ها و نحوه همکاری آنها را نیز نشان دهیم تا سواد سلامت مردم چند پله بالاتر برود. وقتی آگاهی مردم افزایش پیدا کند، بخشی از اتفاقاتی که امروز در سراسر کشور رخ می دهد، بهتر مدیریت خواهد شد.

کرمانپور با اشاره به شیوه نمایش عملیات احیا در آثار نمایشی اظهار کرد: گاهی در تلویزیون فقط چند حرکت روی قفسه سینه یک بیمار نشان داده می شود و تمام تمرکز روی این است که بیمار چه می شود. در این سریال قرار است علاوه بر بیمار، نشان دهیم کادر درمان چه می کند و چگونه این کار را انجام می دهد تا مردم هم بدانند در شرایط اضطراری چگونه باید رفتار کنند و نترسند.

وی بخش دیگری از هدف سریال را مرتبط با جنگ دانست و گفت: در این سریال به جنگ نیز توجه شده است. در جریان جنگ شاهد بودیم که هم مناطق درمانی و هم مردم هدف قرار گرفتند. باید کسی این واقعیت را روایت کند و در تاریخ نشان دهد که در جنگ فقط نیروهای نظامی آسیب نمی بینند و کودکان و غیرنظامیان نیز ممکن است قربانی شوند.

کرمانپور با تاکید بر اینکه جنگ 12 روزه باید از زاویه های مختلف روایت شود، ادامه داد: این سریال تلاش می کند نشان دهد در جنگ 12 روزه چه اتفاقی برای مردم ایران افتاد و فقط نیروهای نظامی یا فرماندهان هدف قرار نگرفتند. غیرنظامیان نیز آسیب دیدند و این بخش باید دیده شود. امیدوارم پخش این اثر بتواند نگاه جهانی به جنگ را نیز تحت تاثیر قرار دهد و نشان دهد که جنگ فقط یک درگیری میان نیروهای نظامی نیست، بلکه افراد زیادی از مردم عادی نیز آسیب می بینند.

خط مقدم فقط میدان جنگ نیست

وی با بیان اینکه یکی از مهم ترین موضوعاتی که سریال باید منتقل کند، پایداری نظام سلامت در زمان بحران است، گفت: باید نشان دهیم که سیستم درمانی کشور یک سیستم پایدار است. در جنگ 12 روزه تقریبا تمام کشور درگیر بود و برخلاف جنگ هشت ساله که خط مقدم بیشتر در مناطق مشخصی قرار داشت، در آن شرایط هر نقطه ای می توانست خط مقدم باشد. تهران، خیابان انقلاب، خیابان فردوسی، بیمارستان، کردستان، شیراز و اصفهان، همه می توانستند بخشی از خط مقدم باشند. مهم است که به جهانیان نشان دهیم با وجود این جنگ و شرایط دشوار، نظام سلامت ایران پایدار ماند و به مجروحان خدمت کرد.

کرمانپور درباره نوع مواجهه کادر درمان با بیماران نیز بیان کرد: می خواهیم نشان دهیم پرسنل ما فقط از روی وظیفه رسمی خود کار نمی کنند، بلکه با بیمار همزادپنداری دارند. انگار خودشان نیز همراه بیمار هستند. زیرا باید نشان دهیم که نظام سلامت ایران آمادگی پذیرش بیماران و خدمت رسانی به مردم را دارد و نیروهای این نظام در سخت ترین شرایط نیز در کنار مردم باقی می مانند.

تغییر لوکیشن برای ثبت یک تلاش دیگر

پس از پایان گفت وگو با کرمانپور، عبدی زاده دستور داد لوکیشن تغییر کند تا صحنه دیگری از تلاش کادر درمان ضبط شود. عوامل به سرعت وسایل مورد نیاز را جابه جا کردند و بازیگران نیز برای حضور در صحنه بعدی آماده شدند. در فاصله ای که گروه برای آماده سازی لوکیشن زمان می خواست، فرصتی پیش آمد تا خبرنگار ایکنا با عبدی زاده درباره سابقه شکل گیری پروژه، دغدغه های او برای ساخت سریال و توجه به جنگ 12 روزه و جنگ رمضان گفت وگو کند.

عبدی زاده درباره علاقه شخصی خود به موضوع درمان تصریح کرد: من دوران کودکی ام مدتی در بیمارستان کار می کردم و دوستانی از تیم درمان حضور داشتند که خیلی به من لطف داشتند و نگاه حمایتی آنها در ذهنم باقی مانده است. اسامی و خاطرات آنها همیشه در ذهنم بود تا اینکه فعالیت فیلمسازی را شروع کردم و دغدغه پرداختن به این موضوع را داشتم. حدود یک سال قبل از کرونا، خلاصه داستان و طرح اولیه مطرح شد و مورد توجه دوستان در سازمان پرستاری و سازمان نظام پرستاری قرار گرفت. با وزارت بهداشت نیز صحبت کردیم و قرار شد براساس خاطرات واقعی تیم درمان، پرستاران، پزشکان و نیروهای خدماتی، فیلمنامه را تحریر کنیم. حدود یک سال و اندی طول کشید و با فراخوانی که وزارت بهداشت و سازمان نظام پرستاری منتشر کردند، حدود 1500 خاطره از سراسر کشور دریافت کردیم. این خاطرات مبنای شکل گیری بخش هایی از قصه قرار گرفت.

وی  ادامه داد: وقتی به مرحله تولید رسیدیم، کرونا اتفاق افتاد و کار متوقف شد. حدود دو سال و اندی پیش دوباره خدمت دکتر عبادی رسیدیم و طرح اولیه تولید را مطرح کردیم و تولید شکل گرفت، اما متاسفانه چند بار به واسطه جنگ 12 روزه و جنگ 60 روزه پروژه متوقف شد. حدود 40 روز است که کار به صورت جدی در حال تولید است و اسم نهایی آن نیز فعلا «تیم درمان» است. از نگاه من این نام مناسب است، چون تیم درمان فقط پزشک و پرستار نیست و نیروهای خدماتی و دیگر افرادی که در روند درمان نقش دارند نیز بخشی از این تیم هستند. قرار است سریال در 16 قسمت تولید شود. قصه های ما ابتدا برای 26 قسمت طراحی شده بود، اما به دلیل شرایط تولید فعلا به 16 قسمت رسیده است و امیدوارم در صورت فراهم شدن شرایط، بتوانیم در قسمت های بعدی نیز این مسیر را ادامه دهیم.

جنگ 12 روزه در روایت کادر درمان

وقتی صحبت به جنگ 12 روزه و جنگ رمضان رسید، عبدی زاده با تاکید بیشتری درباره ضرورت پرداختن به تجربه کادر درمان سخن گفت. او اظهار کرد: تیم درمان، سینماگران و خبرنگاران اصولا همیشه در خط مقدم هستند. بعد از سربازان، خبرنگاران می روند و خبر را منتقل می کنند، اما این گروه ها همیشه آن طور که باید مورد توجه قرار نمی گیرند. فکر کردم چقدر خوب است که در داستان هایی که داریم، بتوانیم خاطرات واقعی را وارد کنیم. در جنگ 12 روزه حدود هفت نفر از امدادگران هلال احمر به شهادت رسیدند و یکی از پرشکوه ترین قسمت های ما قسمت پنجم است که داستان یکی از این امدادگران را روایت می کند که برای نجات چند کودک و چند نفر که در یک کارخانه گرفتار شده اند اقدام می کند و خودش به شهادت می رسد. از همین رو تلاش کردیم داستان های دیگر را نیز به صورت موازی در چند قسمت به جنگ 12 روزه، جنگ رمضان و اتفاقات مربوط به آن پیوند بزنیم.

عبدی زاده با اشاره به تجربه شخصی خود در دوران کرونا گفت: من در دوران کرونا تقریبا به تمام شهرهای ایران رفتم و در بدترین شرایط حدود 1500 مستند تهیه کردم. در مورد جنگ 12 روزه و جنگ 60 روزه نیز افرادی در تیم درمان درگیر کار بودند و تجربه های زیادی داشتند که می تواند به روایت درست این اتفاقات کمک کند. اگر ما بتوانیم جایگاه تیم درمان را در این عرصه ها درست تبیین کنیم، متوجه می شویم که چه اتفاقاتی رخ داده است. در حوادث مختلف دیدیم که تیم درمان چه کارهایی انجام داده و چگونه در سخت ترین شرایط کنار مردم مانده است.

تیم درمان؛ فراتر از پزشک و پرستار

عبدی زاده با بیان اینکه نگاه او به «تیم درمان» محدود به پزشک و پرستار نیست، اظهار کرد: داستان ما فقط درباره یک پزشک یا پرستار نیست. ما تلاش کرده ایم گروه های مختلفی را در این تیم ببینیم. کسانی که اگر لازم باشد برای نجات یک بیمار کمپین تشکیل می دهند، برای تامین هزینه درمان تلاش می کنند، اگر نیاز باشد به یک نفر کمک می کنند و حتی در برخی موقعیت ها با اهدای عضو یا پذیرش مسئولیت اجتماعی، زندگی فرد دیگری را تحت تاثیر قرار می دهند. فکر من این است که فقط اینکه شما پرستار، پزشک یا معلم باشید مهم نیست؛ مهم این است که در جایگاهی که هستید، آیا مسئولیت اجتماعی خود را درست انجام می دهید یا نه. در این قصه تلاش کرده ایم پرستاران علاوه بر وظایف روزمره، به مسئولیت اجتماعی خود و حمایت همه جانبه از مردم نیز بپردازند.

وی درباره توجه به بومی گرایی در سریال چنین توضیح داد: در داستان تلاش کرده ایم بومی گرایی داشته باشیم و لهجه ها و پوشش های مختلف را وارد قصه کنیم. از شهرها و مناطق مختلف الهام گرفته ایم و تلاش کرده ایم بیمارستان کوچک قصه را به فضایی تبدیل کنیم که با همدلی تیم درمان، بیماران و مراجعه کنندگان شکل می گیرد.

عبدی زاده در ادامه به انتخاب بازیگران اشاره کرد و افزود: من اساسا خیلی طرفدار این نیستم که حتما از بازیگر چهره استفاده کنم. تعهد من به وزارت بهداشت از روز اول این بود که تیمی تشکیل دهم که تمام شاخصه ها و مولفه های یک پزشک و پرستار را داشته باشد. به واسطه اینکه چهار بار پیش تولید انجام دادیم و پروژه متوقف شد، بخشی از بازیگران را از دست دادیم، اما بی نهایت خوشحالم که بازیگرانی در پروژه حضور دارند که شاید نام بزرگی نداشته باشند، اما با تمام وجود در کار هستند.

عبدی زاده از بازیگرانی مانند بیتا سحرخیز، معصومه بافنده، لیلا محمدی، صفورا خوش طینت، زهرا سعیدی، اسحاقی، زینتی، زهرا داوودنژاد و محمدرضا رهبری نام برد و تاکید کرد: اینها کسانی هستند که با تمام وجود در پروژه حضور دارند. از روز اول از دوستان خواهش کردم که این پروژه حساس است و باید درست انجام شود، چون کار تخصصی است و دیالوگ ها باید درست گفته شود.

وی درباره تلاش بازیگران برای شناخت شخصیت ها افزود: لیلا محمدی حدود هفت سال برای تحلیل شخصیت پژوهش کرده و روی شخصیت اصلی کار کرده است. معصومه بافنده نیز از بازیگران معتبر سینمای ایران است و با کیانوش عیاری کار کرده و صفورا خوش طینت نیز سابقه نامزدی سیمرغ دارد. این ترکیب در کنار بازیگرانی مانند بیتا سحرخیز، علیرضا جلالی تبار و دیگر بازیگران، مجموعه ای از نسل های مختلف بازیگری را کنار هم قرار داده است.

پشت هر برداشت، یک تیم ایستاده است

عبدی زاده در پاسخ به این پرسش که برای دیده شدن آثاری از این دست، جدا از فیلمنامه و بازیگری چه عواملی اهمیت دارد، گفت: تجربه من در سالیان اخیر به من یاد داده که گاهی آن دوست محترمی که حتی یک چای به تیم می دهد، می تواند از خود شخص مهم تر باشد، چون آرامشی که برای تیم ایجاد می کند، در نهایت به کیفیت کار کمک می کند. درضمن طراحی چهره پردازی برای این قصه بسیار مهم است. فیلمبرداری مهم است، صدابرداری مهم است و هر کدام از این عناصر می توانند به روایت کمک کنند.

وی ادامه داد: انواع تروماها، تصادف ها، آتش سوزی ها و اتفاقات مختلف را داریم و اگر اینها درست اجرا و گریم شوند، می توانند به قصه کمک کنند. وقتی روایت بیمارستانی داریم، بسیاری از شخصیت های اصلی لباس مشابه دارند، بنابراین بیمارانی که مراجعه می کنند، اگر درست گریم و اجرا شوند، می توانند به پیشبرد قصه کمک کنند. در نهایت هر تیمی که شکل می گیرد، اگر همدل باشد، قصه درست روایت می شود. من به تنهایی نمی توانم کار درست انجام بدهم. تلاش خودم را می کنم و کمک می کنم تا یک تیم با هدایت من بتواند کار درست را انجام دهد.

در طول گفت وگو، گروه تولید نیز همچنان مشغول آماده سازی صحنه بعدی بود. یکی از عوامل جای تخت را تغییر داد، دیگری تجهیزات مورد نیاز را تنظیم کرد و بازیگران بار دیگر دیالوگ های خود را مرور کردند. صدای رفت وآمد در راهروها ادامه داشت و در فاصله کوتاهی، بیمارستان نوساز شهدای اسلامشهر دوباره به یک اورژانس شلوغ تلویزیونی تبدیل شد؛ اورژانسی که قرار بود بخشی از زندگی واقعی کادر درمان را بازسازی کند.

روایت تاریخی برای نسل آینده

عبدی زاده در پاسخ به پرسشی درباره ضرورت داستانگویی درباره جنگ 12 روزه، جنگ رمضان و دیگر بحران های معاصر گفت: صد درصد بسیار مهم است. اما گاهی سیاست های هیجانی داریم. وقتی جنگ 12 روزه اتفاق افتاد، شبکه گفت جنگ 12 روزه را به سریال اضافه کنیم. 12 قسمت نوشتیم، اما وقتی به اجرا رسیدیم، انگار آن تب فروکش کرده بود. خیلی دوست نداشتم این کار به این شکل انجام شود. چه بسا دو قسمت اول ما درباره دفاع مقدس بود و بعد گفته شد لزومی ندارد به دفاع مقدس بپردازیم. در حالی که تاریخ ما بخشی از زندگی ماست.

این کارگردان با تاکید بر مسئولیت هنرمندان گفت: اگر می خواهیم در آینده پاسخگوی نسل جدید باشیم، باید تاریخمان را درست روایت کنیم. چه جنگ 12 روزه، چه دفاع مقدس، چه کرونا و چه هر اتفاقی که در این مملکت رخ می دهد، نیاز به صبر و روایتگویی درست دارد. باید متعهد به تاریخ باشیم؛ چه با سیاست ها موافق باشیم و چه نباشیم. به عنوان کسی که در این عرصه فعالیت می کنم و بخش زیادی از فعالیت حرفه ای ام درباره دفاع مقدس بوده، وظیفه خودم می دانم کاری را که انجام می دهم، آن طور که هست روایت کنم.

عبدی زاده با تاکید بر اینکه تحقق چنین هدفی تنها به کارگردان وابسته نیست و گفت: این فقط کار من نیست و نیاز به حمایت دارد. اگر من این سریال را تولید می کنم و وزارت بهداشت حمایت نکند، از تلویزیون چه کسی باید حمایت کند؟ متولیان فرهنگی و متولیان این امور وظیفه دارند و باید بدانند مسئولیت دارند که در این عرصه کمک کنند.

وی در خاتمه سخنان خود با اشاره به دشواری دسترسی عوامل تولید به امکانات دستگاه های مختلف اظهار کرد: برای بخشی از داستان که درباره آتش نشانی است، با هلال احمر و آتش نشانی مکاتبه کردیم، اما حتی پاسخ هم نگرفتیم. اگر بخواهم یک لباس آتش نشانی یا یک آمبولانس داشته باشم، نباید مجبور باشم آن را بخرم. متولیان این حوزه باید بدانند که کمک به آثار نمایشی درباره حوادث و بحران ها، بخشی از مسئولیت آنهاست.

ساعت حدود سه بعدازظهر شده بود و گروه پس از چند ساعت کار مداوم، فیلمبرداری را موقتا برای صرف ناهار متوقف کرد. عوامل هر کدام به گوشه ای رفتند و فضای شلوغ پشت صحنه برای مدتی آرام تر شد. همین زمان فرصتی فراهم کرد تا گفت وگویی با علیرضا جلالی تبار، بازیگر نقش دکتر کاظمیان و نقش نخست سریال، انجام شود. جلالی تبار درباره نقش خود گفت: دکتر کاظمیان یک پزشک اورژانس است و در اورژانس مواجهه مستقیمی با بیماران دارد. هر کدام از این بیماران داستانی با خودشان دارند و در کنار آن، پرستاران و پزشکان نیز مسائل مختلفی در زندگی شخصی و حرفه ای خود دارند. در مجموعه، بخشی از مشکلات پرستاران و مشکلات نظام سلامت نیز مطرح می شود که به نظرم جای آن در آثار نمایشی خالی بود. البته پیش از این هم فیلم ها و سریال هایی با موضوع پزشک ساخته شده، اما اینجا تمرکز اصلی روی تیم درمان است.

جلالی تبار درباره تفاوت این سریال با دیگر آثاری که در آنها نقش پزشک را ایفا کرده است، اظهار کرد: من پیش از این هم نقش پزشک را با تخصص های مختلف بازی کرده ام، اما در این سریال مسئله فقط پزشک نیست. قرار است مجموعه ای از آدم ها و روابطی که در یک محیط درمانی وجود دارد دیده شود و همین مسئله برای من جذاب بود.

وی درباره حضور جنگ در قصه نیز گفت: درست است که جنگ نیز در این کار مورد توجه قرار گرفته و من هم در ایام جنگ در تهران حضور داشتم و سر کار بودم. ما شرایط خاصی را تجربه کردیم و طبیعتا بسیاری از افراد تلاش می کردند خانواده خود را در محیط آرام تری نگه دارند. چون جایی نداشتیم برویم و ساکن تهران بودیم، در شهر ماندیم و به کار ادامه دادیم. درباره تیم درمان نیز به نظرم مسئله این است که برای آنها جنگ و بحران به این سادگی تمام نمی شود.

جلالی تبار با اشاره به تجربه کرونا گفت: در دوران کرونا به جز ما بچه های سینما که مجبور بودیم برای کار جلوی دوربین بدون ماسک باشیم، بسیاری از مشاغل امکان دورکاری داشتند و شرایط ایمن تری برایشان فراهم می شد، اما تیم درمان دائما درگیر نجات و درمان مردم بود. در تمام این سال ها دائم شرایط بحرانی داشته ایم و بسیاری از مشاغل توانسته اند گوشه امنی پیدا کنند، اما تیم درمان همیشه تلاش کرده است انسان ها را نجات دهد.

پایان یک روز فیلمبرداری؛ آغاز یک روایت

آنچه در پشت صحنه «تیم درمان» دیده می شود، فقط رفت وآمد بازیگران و عوامل فنی نیست؛ اینجا تلاش گروهی برای بازسازی بخشی از واقعیت زندگی کسانی است که معمولا در روایت های تصویری، حضورشان به چند تصویر آشنا از پزشک و پرستار محدود می شود. در این پروژه، سازندگان تلاش کرده اند این تصویر را گسترده تر کنند و از دل بیمارستان، قصه هایی درباره مسئولیت اجتماعی، همدلی، بحران، جنگ و انسانیت بیرون بکشند. همین رویکرد باعث شده لوکیشن بیمارستان شهدای اسلامشهر به فضایی تبدیل شود که در آن، هر تخت و هر راهرو می تواند آغاز یک داستان باشد.

در میان صحنه هایی که در طول روز ضبط شد، توجه به جنگ 12 روزه و جنگ رمضان اهمیت ویژه ای داشت؛ چراکه کادر درمان در این حوادث نیز همچون دوران کرونا در موقعیتی قرار گرفت که نمی توانست از بحران فاصله بگیرد. اگر بسیاری از مردم برای حفظ جان خود به دنبال نقطه ای امن بودند، پزشکان، پرستاران، نیروهای اورژانس و دیگر کارکنان سلامت باید در بیمارستان می ماندند و به کسانی رسیدگی می کردند که خود قربانی بحران شده بودند. روایت این بخش از تاریخ، نه تنها ادای دینی به این گروه است، بلکه می تواند تصویری واقعی تر از معنای مسئولیت اجتماعی در شرایط دشوار ارائه کند.

ساخت آثاری که به جنگ 12 روزه می پردازند، از همین منظر بسیار حائز اهمیت است؛ زیرا تجربه این جنگ هنوز از حافظه جمعی جامعه فاصله نگرفته و بسیاری از مردم آن را به صورت مستقیم یا از طریق تجربه نزدیکان خود لمس کرده اند. اگر قرار باشد این تجربه برای نسل های آینده باقی بماند، ثبت آن تنها در قالب گزارش های خبری و اسناد رسمی کافی نیست و سینما و تلویزیون نیز باید سهم خود را در روایت این دوره ایفا کنند. «تیم درمان» با قرار دادن کادر سلامت در مرکز بخشی از این روایت، می تواند زاویه ای کمتر دیده شده از جنگ را به مخاطب نشان دهد؛ زاویه ای که در آن، صدای بیمار، اضطراب خانواده، تلاش پرستار، تصمیم پزشک و مقاومت کارکنان بیمارستان در برابر بحران به اندازه صدای میدان نبرد اهمیت پیدا می کند.

در پایان یک روز کاری، وقتی گروه بار دیگر برای برداشت بعدی آماده می شد، بیمارستان نوساز شهدای اسلامشهر همچنان همان سکوت و تازگی اولیه خود را داشت، اما در قاب دوربین دیگر یک ساختمان تازه تاسیس نبود؛ به اورژانسی تبدیل شده بود که داستان آدم هایی را روایت می کرد که در روزهای عادی و بحرانی، در کنار مردم می ایستند. شاید اهمیت اصلی چنین آثاری نیز در همین نقطه باشد؛ اینکه مخاطب پس از تماشای آنها، کادر درمان را تنها در قالب یک شغل نبیند، بلکه انسان هایی را ببیند که در جنگ، کرونا و بحران های مختلف، همزمان با انجام وظیفه حرفه ای، بخشی از بار اضطراب و رنج جامعه را نیز بر دوش کشیده اند. داستانگویی درباره جنگ 12 روزه، جنگ رمضان، کرونا و دیگر رخدادهای مهم معاصر، اگر با تحقیق، دقت و دوری از نگاه شعاری همراه شود، می تواند بخشی از حافظه تاریخی جامعه را ثبت کند و به نسل آینده نشان دهد که در روزهای سخت، چه کسانی در کنار مردم ماندند.

انتهای پیام

نظرات

captcha